ناصر خسرو
5
خوان الإخوان ( فارسى )
آلايش خمر شريعت و چربه و گوشت خوكان دين شسته است و معدهء فكرت را بگوارش پرهيزكارى از اخلاط بىپاكى پاك گردانيده است ازين خوان بردارد بهرهء خويش بزايش دوم بر اندازهيى كه تواند بخورد حلال و گوارنده باد او را ، و ايزد تعالى دستهاى شسته و معدههاى آلوده را ازين حكمت بىبهره گرداناد بفضل خويش . صف نخستين اندر راه پذيرفتن علم بدانيد كه نفس را سوى اندر يافتن آنچ نداند دو راه است ، يكى گوش و ديگر چشم . و گوش بدلالت زبان يابد مر علم را كز گوينده بشنود . و چشم بدلالت دست يابد مر علم را كه نبشته به ببيند ، و خداوندان حواس درست شنوندگان يا بينندگان اندر آنچه گوينده بگويد انبازانند ، و شناسندگان نبشته مخصوصاند از شنوندگان اندر آنچ از نبشته برخوانند . و بدين فصل كه بگفتيم پيدا شد كه گوش ماده است كه فائدهپذير است از زبان كه نر است و فائده دهنده است . و هر دو جفتان يكديگراند . و چشم ماده است كه فائدهپذير است از دست كه نر است و فائده دهند است . و هر دو جفتان يكديگراند . و نيز پيدا شد كه شناسندگان نبشته شريفترند از شنوندگان ، از بهر آنكه همه نويسندگان مردماند و همه مردم نويسنده نيستند ، و نيز همه شنوندگان مردم نيستند چنانك همه نويسندگان مردماند . و كتابت مردم را صنعتى است كه هيچ جانور با او اندر آن انباز نيست . و گر نويسنده را از عالم برگيرى بوهم مردم برگرفته نشود ، و گر مردم را بوهم از عالم برگيرى نويسنده